روزگار من

شب

سیستم خوابم ریخته به هم نمیدونم بخاطر افکار پریشونمه یا که افکار پریشونم ناشی از همین سیستم  خوابه!
دیشب هرچه تقلا کردم بخوابم نشد عوضش بلند شدم  بین کتابها کتاب چهل سالگی  ناهید طباطبایی رو برداشتم و شروع کردم بخوندنش حدود یک سالی میشه  که تو قفسه است منتهی چون فیلمش رو دیده بودم میلی ب خوندنش  نداشتم غافل از اینکه خود کتاب یچیز دیگه است
چه حس خوبی داشت خوندن اون بخشهای گفتگو و افکار بین  فرهاد و آلاله 
خوش به سعادت اونهایی که همچین یار هایی کنارشون دارند

۱ ۱
مهرداد طارقلی
۲۳ تیر ۱۵:۲۳
ای بابا...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
گاهی لازمه بشینیم و با خودمون درد دل کنیم
گاهی هم شادیهامون رو باید با خودمون تقسیم کنیم!
و اون کسی که باید بیشتر از همه بهش احترام بزاریم کسی نیست جز همین خودمون!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان