روزگار من

رنگ و بوی زندگی

چند روز گذشته به مراسم عزاداری و حسرت گذشت.حسرت اینکه دیگه عمه خورشیدی نیست و نخواهد بود و من چقدر ساده از وجود بعضی از آدم ها ی تکرار نشدنی زندگیم و فرصت در کنارشون بودن گذشتم!

نکته های کوچیک زیادی راجب زندگی یاد گرفتم تو این چند روز

مهمترینش این بود که آدم باید رسم و رسوم و آدب و سنت هرجایی رو که هست خوب بلد باشه و بهش احترام بزاره هرچقدر هم که بگن قرن قرن 21!

بنظرم زندگی بدون بعضی از رسم و رسومات شبیه نقاشی بی رنگریال بی رنگ و روح 

۰ ۳
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
گاهی لازمه بشینیم و با خودمون درد دل کنیم
گاهی هم شادیهامون رو باید با خودمون تقسیم کنیم!
و اون کسی که باید بیشتر از همه بهش احترام بزاریم کسی نیست جز همین خودمون!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان