روزگار من

این روزها همه چیز در همه

این روزهای آخر سال همه چیز در هم و برهم شده

جراحی قلب آمنه

آنژیوپلاستی نرگس و مهدی

فوت پسر خاله

عفونت کلیوی زهرا

حالا هم بیماری عمو که باز کشوندتش بیمارستان

نمیدونم از کدوم باید بترسم!

سوای همه چیز نگران این بیماری هپاتیت عمو ام که معلوم نیست از کجا اومده سراغش

و اینکه چکار کنیم که خدای ناکرده کسی دیگه مبتلا نشه

دو خانواده خیلی با هم در ارتبا هستیم!


پ.ن:

با اینکه مدتیه اعتقادتم رو از دست دادم طوری که حتی تو این شرایط سخت هم متوسل نمیشم.

امروز ناخوداگاه این بیت تو ذهنم پلی شد:

گر نگهدار من آنست که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد!

۰ ۱
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
گاهی لازمه بشینیم و با خودمون درد دل کنیم
گاهی هم شادیهامون رو باید با خودمون تقسیم کنیم!
و اون کسی که باید بیشتر از همه بهش احترام بزاریم کسی نیست جز همین خودمون!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان