روزگار من

شهلا

دیشب برای دوم باز پرستارهم دختر خاله بودمام چه دردی میکشه و چقدر صبوره تموم لحظات ک درد داره فقط ذکر میگه و متوسل میشه به خدا  

من هم مجبورم به دروغ بخندم و دلداریش بدم و بعد ته دلم بگم چه میدونی بعد از کشیدن این همه درد و بهبودی چه خبرهای بعدی  انتظارت رو میکشن

۰ ۱
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
گاهی لازمه بشینیم و با خودمون درد دل کنیم
گاهی هم شادیهامون رو باید با خودمون تقسیم کنیم!
و اون کسی که باید بیشتر از همه بهش احترام بزاریم کسی نیست جز همین خودمون!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان