روزگار من

آخر ماجرای مهسا و حسین

چند روزی میشه که  به دلایلی برای مدت کوتاهی تموم نرم افزارهای اجتماعی و چت رو از گوشی پاک کردم  و تقریبا بجز وبلاگ از اخبار و احوالات فضا مجازی و دوستان واقعی اندرون فضای مجازی بی خبر بودم
سر شب بود که مهسا تماس گرفت و بعد از چند جمله گفت که حسین فوت شد!
حسین بوی فرند مهسا بود که خیلی غیرمنتظرانه بعد از شش ماه ،رابطه عاشقانه و دوستانه اشون رو کات کرد.
و بلافاصله با دختر یکی از اقوام وارد رابطه و البته نامزد شد
بعد از اون مهسا مدت ها در حال شکست عشقی و تعجب از این تغییرات ناگهانی حسین بود
و حالا امشب تماس گرفت گفت که حسین روز پنجشنبه درست یک روز بعد از عقدبا همون دختر خانوم اقوامشون که 4 سال باهاش نامزد بود تو جاده تصادف میکنه و جفتشون با هم به رحمت خدا میرند.و امروز صبح هم کنار هم در حالی که مهسا حضور داشته به خاک سپرده میشند .
مهسا پریشون بود یبار میگفت تقصیر خواهر حسین ه ک مطمئنم واسه جدایی ما دعا و طلسم درست کرده بوده.یبارم میگفت  عذاب وجدان دارم توی این پنج سال همش میگفتم خدا چطور داره راحت میگرده حسین در حالی که من دارم عذاب میکشم.

و من از سر شب هرکاری میکنم نمیتونم بهشون فکر نکنم.
به دو نفری که تازه صیغه عقد بینشون جاری شده بود و احتمالا حالا حالا ها به مرگ فکر نمیکردند و فکر مراسم عروسیشون بودند.
به خانواده عروس و داماد!
به تقدیر خدا،
به حسین 28 ساله ای که سالها پیش دیده بودم
به استدلال های مهسا
و به مرگ و میرهایی که این روزها عجیب زیاد شده
۳ ۲
نسیم
۲۱ تیر ۰۶:۴۹
اون دو نفر که کیفشون رو کردن و بعد هم با هم مردن و تموم شدن اینجا
من بیشتر به اون مهسای طفلکی فکر میکنم
کاش از اول می بخشید و میگذشت و راحت زندگیش رو میکرد
پاسخ :
سلام
درسته

من بیشتر از همه تو فکر مرگ ناگهانی ام:(
خانوم زرافه
۲۳ تیر ۲۳:۲۰
من به قانون جذب شدیدا معتقدم .. به زندگی فکر کن و به عشق های ناگهانی .. این خوشمزه تره ..


:))
پاسخ :
عشق ناگهانی!
یعنی ممکنه پیش بیاد؟
چقدر هوس همچین چیزی رو دارم
سمیه
۰۶ مرداد ۲۰:۰۰
جدا از هر ابفاقی که بوده مرگشون دردناک بوده
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
گاهی لازمه بشینیم و با خودمون درد دل کنیم
گاهی هم شادیهامون رو باید با خودمون تقسیم کنیم!
و اون کسی که باید بیشتر از همه بهش احترام بزاریم کسی نیست جز همین خودمون!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان